فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
122
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
ظفر ايشان فتاد و خود بذات اقدس اولا پياده شده قبل از همهء مردم عصا در دست عبور فرمودند و انحا و ارجاء آن معبر را بديدهء تبصّر و تدبّر ملاحظهء وافيه و مشاهدهء كافيه فرموده عساكر گردون مآثر را بعبور از ان معبر مأمور ساختند و چاشتگاه همان روز مصحوب جنود امداد الهى و محفوف بانواع الطاف نامتناهى بساحل مراد رسيدند و فرّاشان چابك دست قبّهء خلافت را بر آن طرف بحر سيحون برافراختند و بناى رفيع دولت را در مبادى مملكت قزّاق ، اساس سعادت انداختند و از عساكر منصوره هر كس كه قدرت داشت و پيشتر از ديگران بكنار آب رسيده بود قبل از شكستن يخ و باطل گشتن معبر ، بأمن و حضور و سلامت و سرور [ 52 پ ] عبور نمود و ديگران از ديگر معابر عبور كردند و بقيهء آن روز تمامى عساكر خاصه همايون از هر طرف عبور نمودند و روز ديگر عساكر شوكت مآثر حضرت سلطنت پناهى محمد تيمور سلطان كه عدد ايشان از اوراق اشجار و قطرات امطار افزون بود در عبور شروع نموده ، تمامى ايشان در دو روز گذشتند و بر ساحل سيحون قباب حشمت و خيام عظمت بر افراخته ، طنطنهء كوس مردى و جلادت و صداى نفير دولت و سعادت در اطراف اين قبهء نيلگون انداختند و درين يورت سلاطين عظيم الشأن تركستان و تاشكند و اندجان و امراء بلاد خجند و شاهرخيه و ساير نواحى بعزّلحوق اردويهء همايون مشرف شدند . وصف ملحق شدن كوجم سلطان باردويهء همايون نخست حضرت سلطنت پناه ملك مكرّم كوجم سلطان كه والى ممالك تركستان بود با عساكر مورشمار شير شكار ، موازى ده هزار جنگى و زيادت از بيست هزار سياهى بمعسكر ظفر اثر پيوست و بفرّ مجالست مجلس همايون شرف و افتخار يافته از حسن التفاتات خسروانه و يمن انظار عنايت پادشاهانه پايهء قدر او از اوج عيوق برگذشت و لسان حال وقت تربيت سلطان كوجم ميگفت : كجا افريدون و كوجم .